تبليغاتX
زلف پریشان

به نام آنهایی که دوستشان داریم ونمی دانند,وآنهایی که دوستمان دارندونمی دانیم




کاش...  


کاش کودک بودم تا شبها قبل از اينکه بفهمم چه کسي برايم لالايي گفته، 

عميق ترين خواب دنيا را داشتم.وصبح ها با خميازه وعشوه اي کودکانه

بعد از همه از خواب برمي خواستم اي کاش کودک بودم ، تا هر وقت دلم مي گرفت با صداي بلند گريه مي کردم و داد مي زدم تا همه درد مرا بفهمند

اي کاش کودک بودم ، تا عروسکهايم را در اختيار مي گرفتم و

هر گونه که دوست دارم با آنها بازي مي کردم و هيچ وقت عروسک هيچ کس نمي شدم.

اي کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود

اي کاش کودک بودم ، تا از ته دل مي خنديدم،

نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم.

اي کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو،

                                               همه چيز را فراموش مي کردم...
دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | پنجشنبه 28 خرداد1388 | 15:18 | + | موضوع: |

وقتی خدا زن را آفرید  

 

to_be_with_god_2.jpg

وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد.

یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا اینهمه زمان صرف این

مخلوق می کنید؟

خداوند فرمود:

آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او  بکار ببرم 

اطلاع دارید

او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست

قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی.

 او آنها را باید برای تولید انواع غذاها

بکار ببرد، او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش

را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب

 شکسته بگشاید.

 

pino2005b-longday.jpg

 

 او باید تمام اینکارها را با دو دست خود انجام بدهد.

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت.

”فقط با دو دستش... این غیر ممکن است!“

و آیا این یک مدل استاندارد است؟

”اینهمه کار برای یک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن”.

 خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد.

 

2000549560585572557_rs.jpg

 

وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند.

فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد.

 اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.“

خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام.

نمی توانی تصور کنی که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.

 

فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟

خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند.

فرشته گونه های زن را لمس کرد

” خدایا، بنظر می رسد این موجود چکه می کند! شما  مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای.“

”او چکه نمی کند.... این اشک است“ خداوند گفته فرشته اصلاح کرد.

فرشته پرسید ”این اشک به چه کار می آید؟“

 

23278547534337.gif

 

و خداوند فرمود:

 

”اشکها وسیله او برای بیان غم هاو تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل

رنجها و غرور اش است.“

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت ”خدایا تو نابغه ای. تو فکر همه

چیز را کرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.“

 

IMG%5D

 

آری او واقعاًشگفت انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده می کند.

او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد.

او شادی، عشق و  اندیشه را با هم دارد. او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ

کشیدن دارد.

او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، گریه می کند وقتی که

خوشحال است و می خندد وقتی که ترسیده است.

او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد.

وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه ”نه“ استفاده نمی

کند. او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان

حالش را نزد پزشک می برد.

عشق او مطلق و بدون قید و شرط است.

وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند.  و از اینکه دوستانش

روزگار خوشی دارند خوشحال می شود.

او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.

ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد.

او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

 

FOR_MY.jpg

 

او فقط یک اشکال دارد.

 

فراموش می کند که او چه ارزشی دارد...!!

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | سه شنبه 18 فروردین1388 | 11:13 | + | موضوع: |

 


خدایا غمگینم از بودن با غیر و تصور مبهم با تو بودن...

خدایا به امید توام،لحظه لحظه،ذره ذره ،با تمام وجود...در اضطراب ثانیه ها...

خدایا مرا در بی نهایت مهربانی دستانت غرق كن...

ومرا در خود گم مكن بلكه در خود ،گم كن!

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | شنبه 12 بهمن1387 | 15:42 | + | موضوع: |

درد دل آخر(این بار از دل خودم)!  

هيچ کس ويرانيم راحس نکرد وسعت تنهائيم را حس نکرد...

در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد...

در هجوم لحظه هاي بي کسي... رد بي کس ماندنم را حس نکرد...

 آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد ...

 

کاش حرف دلمو از تو چشمام می فهمیدی...

ولی نه...! من چه خوش خیالم، این چه انتظار زیاد و چه توقع بی جاییست...!

حتی به زبان آوردم و از کلامم هم نفهمیدی...

 اصلا تو خود مرانفهمیدی... نخواستی بفهمی...!

 غرور، غرور و فقط غرور تو بود که مرا ....

 ویران کرد...

کاش... نمی گذاشتی این گونه شود...

تمام تلاشم را کردم...

شرمنده...

 ولی... باز هم ...سعی می کنم منتظر اطلاع ثانوی ات بمانم...

اگر روزی به دنبالم آمدی ،من همین نزدیکی هایت گم شده ام...

نگران نباش اگر به دنبالم آمدی پیدایم می کنی...

 ولی.. نه به آسانی گذشته...

سعی کن این بار آنقدر سرت شلوغ نباشد، آنقدر وقتت پر نباشد ، که اگر آمدی ،

دیگر خیلی دیر باشد...دیگر اصلا پیدایم نکنی..!!!

هنوز هم ... بیخیال...

دیگر نمی گویم... هنوز هم دوستت دارم...

و حالا... تا اطلاع ثانوی ات، خدا نگهدارت باد...!!!

 

سلام دوستان عزيزم امیدوارم حالتون خوب باشه این آخرین مطلبی هست که تو وبلاگم می گذارم و

دیگه تا یک مدت آپ نمیکنم؛ شاید وقتی برگشتم تغییرات زیادی کرده باشم که مطمئناً بازتاب این

تغییرات رو تو وبلاگم هم خواهید دید. دیگر ازاین وضع خسته شدم می خواهم دوباره خودم رو پیدا

کنم..می خواهم یه سری تغییرات اساسی تو زندگیم بدهم...

 می خواهم به خدا برسم...

برای درسهایم هم بیشتر وقت بگذارم و برای ارشد برنامه ریزی بکنم.

برام خیلی دعا کنید‌ دعا کنید خدا کمکم کند که به هدف هایم برسم.

از این که این چند وقت با نظراتتون من رو همراهی کردید ، خیلی ممنونم

موفق باشید

 بای

خدایا...

میدونی که به خودت توکل کردم و فقط از خودت یاری میخام ؛ پس تو هم کمکم کن و بهم صبر و تحمل

 طی این مسیر رو بده... ممنون خدا جون که من رو به راه خودت هدایت کردی؛خودت من رو موفقم

کن،کاری کن که سربلند بشم. خدا جونم ممنونمممممممممممم...

تَوَکَّلتُ عَلََی الله وَ هُوَ الحَیُّ الّذی لا یَموت

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | سه شنبه 21 آبان1387 | 16:19 | + | موضوع: |

اگه گفتی دوستت دارم فقط بازی لبهات بود...!!!  

 

سلام کسی که تو دلم درخشید

من دیگه دوستت ندارم!!! ببخشید

بهتره که ، نپرسی علتش رو

چون که خودت ندادی فرصتش رو

بهتره این نامه آخر باشه

فکر کنم این واسه ما بهتر باشه

من واسه اون کسی که دوست ندارم

نمی تونم شاخه گل بیارم

بین تو و اون روزها کلی فرقه

تو آسمونت پر رعد و برقه

نه مهربونی نه واسم می خندی

هر دری رو من میزنم میبندی

کو اون همه شعرای عاشقونه

کی بود بهم می گفت سلام بهونه

نه !!! نه!!!

صحبت از سلام بهونه ایی نیست

پرنده اینجاست ولی دونه ایی نیست

خواستی فقط صاحب یک قفس شی

بری و با دیگری هم نفس شی

خواستی بگی میشه تو دام بی افتم

بعدش بگی دیدی بهت نگفتم

از چشم من افتادی نازنینم

دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

منم میخوام اتمام حجت کنم

خیال هر دومونو راحت کنم

اگه دلت همین حالا بشکنه

بهتراز آوارگی های منه

من کسی رو میخوام که عاشق باشه

اول و آخرش شقایق باشه

من کسی رو میخوام که نیست مثل تو

پشیمونم ، دوستت ندارم برو

جواب بدی ندی دیگه تمومه

نمیدونم جواب واسه کدومه

نامه هامو از بس جواب ندادی

جواب بدی شاید بشه زیادی

شاخ نباتم بشه واسطه

دل نمی دم ، دیگه به این رابطه

اما یادت باشه که این آدمها

کم نبودن پیشم ولیکن شما

نیستید مثل اون روزهای طلایی

کی گفته که سه بخش داره جدایی

جدایی هر غمش هزار تا بخشه

دل می سوزونه مثل آذرخشه

دیگه تموم شد اون همه غم و رنج

وقت قرار و شوق ساعت پنج

برو !! برو!!

پیش هر کسی که دوست داری

حق نداری اسم منو بیاری

بخوای نخوای زود برو به سلامت

خدا کنه بین ماها قضاوت...

 

 

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | سه شنبه 30 مهر1387 | 16:40 | + | موضوع: |

میری که با فکر تو تنها شم...  


آنگاه که اشک در چشمانم پر شد و کافي بود پلک بزنم تا روي گونه هايم بلغزد...

آنگاه که تنها نشاني هاي بودنت را گم کردم،آنگاه که از بودن من خسته شدي...

آنقدر کوچک شدم که ديگر هيچ کس مرا نديد،من رفتم و خود را به تنهايي سپردم...

و تو در دنيايي قدم گذاشتي که هيچ کس نشاني آن را نداشت...



دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | شنبه 30 شهریور1387 | 22:40 | + | موضوع: |

 


بگيد بباره بارون، دلم هواشو كرده .بگين تموم شدم من، بگين كه برنگرده.

بهش بگين شكستم، بهش بگين بريدم. نه اون به من رسيدو نه من به اون رسيدم.

برهنه زير بارون، خراب و درب داغون. از آدما فراري،از عاشقا گريزون.

بذار كسي نبينه غرور گريه هامو، بذار كسي نفهمه غم تو خنده هامو.

يه داغ سخت سختم، يه باغ بي درختم. تنم داره ميلرزه، تو اين هواي هرزه.

گاهي نداشتن دل به داشتنش مي ارزه...


 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | جمعه 1 شهریور1387 | 20:3 | + | موضوع: |

نمی دونی...  


براي گفتن من شعر هم به گل مانده

نمانده عمري و صدها سخن به دل مانده

صدا كه مرهم فرياد بود زخم مرا

به پيش درد عظيم دلم خجل مانده

از دست عزيزان چه بگويم گله‌اي نيست

گرهم گله‌اي هست دگر حوصله‌اي نيست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـله‌اي نيست

ديريست كه از خانه خرابان جهانم

بر سقف فروريخته‌ام چلچله‌اي نيست،

در حسرت ديدار تو آواره ترينم

هرچند كه تا منزل تو فاصله‌اي نيست،

روبروي تو كيم من يه اسير سرسپرده

چهره‌ تكيده‌اي كه تو غبار آينه مُرده

من براي تو چي هستم كوه تنهاي تحمل

بين ما پل عذابه من خسته پايه پل

اي كه نزديكي مثل من به من اما خيلي دوري

خوب نگام كن تا ببيني چهره درد و صبوري

كاشكي مي‌شد تو بدوني من براي تو چي هستم

از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خسته‌ام

ببين كه خسته‌ام تنها غرور عصاي دستم

از عذاب با تو بودن در سكوت خود خرابم

نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم

تو سراپا بي‌خيالي من همه تحمل درد

تو نفهميدي چه دردي زانوي خسته‌ام رو تا كرد



دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | شنبه 12 مرداد1387 | 17:58 | + | موضوع: |

دارم به آخرخط می رسم...  

 

به چشم خويش ديدم آن شب اي خدا که جام خود به جام ديگري زدي

 چو فال حافظ آن ميانه باز شد تو فال خود به نام ديگري زدي

 

چه دردیست در میان جمع بودن             ولی در گوشه ای تنها نشستن

برای دیگران چون کوه بودن                    ولی در چشم خود آرام شکستن

 

 

 

مي ترسيدم ايـن روزگار ، منـم به بـازي بگـيـره
عاشق تو همه قصه ها،باز پاي عشقش بميره
قصه ما به سر رسيـد،گيس سيات شده سپـيد
پــرنــده ي اميـد من ، ازبـوم آرزوم پـــريــد

 

به کدامين گناه هميشه بايد ناليد

به کدامين گناه بهار زندگي را پاييز ديد

من از بالين شقايق ها

من از بستر خواب گل سرخ

به مرداب رسيده ام

مردابي که هر لحظه بيشتر فرو مي رود

و مرگ خويش را

باور کرده ام

 

 

دود چشمانم را آزار مي دهد
فقط بگذار بخوابم . بي هيچ رويايي...
و تمام نفس هايم را هدر دهم .
ديگر کسي نيازي به نگاه منتظر من ندارد ...

 

 

رفتند و نديدند پريــــشان شدنم را

غمناك ترين لحظه ويـــران شدنـم را

در خويش فرو رفتم و در خويش شكستم

تا دوست نبيند غم بي تاب شدنم را

دريايم و با حادثه همــــــــراه ترينم

امــواج نبينند پريــــشان شدنم را

سر بسته بگويم كه مگر عشق بخواند

خاموش ترین معنی طوفان شدنم را

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | سه شنبه 25 تیر1387 | 16:19 | + | موضوع: |

تنهایی  

 

 

خدایا شاهد تنهایی ام باش

بین غم ها تنها ناجی ام باش

پرپرواز من دیریست بسته

تو بگشا و در آزادی ام باش

اسیر موجهای تند خشمم

تو آرام دل دریایی ام باش

دل خسته خریداری نداره

تو خواهان صفای ذاتی ام باش

در این آشفته بازار محبت

تو تنها شاهد ارزانی ام باش

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | سه شنبه 4 تیر1387 | 12:25 | + | موضوع: |

Happy birthday  

 

سلام دوستای خوبم
 

1۵ خرداد (نیمه برج دو پیکر)تولدم بود

 

ولی چون به اینترنت دسترسی نداشتم
 

 با چند روز تاخیر آپ کردم
 

 در ضمن همین جا از همه ی دوستای گلم که

 

 تولدم رو تبریک گفتند تشکر می کنم

 

 با تشکر ویژه از

 

خانواده عزیزم

 

ودوستای گلم مهلاجان،نداجان وهم اسم جونم 

 

که حسابی خجالتم دادند.

 

امیدوارم بتونم محبت هاشون رو جبران کنم.

خیلی دوستتون دارم

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

تولدم مبارک

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | یکشنبه 19 خرداد1387 | 12:31 | + | موضوع: |

سکوت سکوت سکوت...آخه تا کی؟؟؟  


به یاد آرزوهایی که رفت بر باد

سکوتی می کنم سنگین تر از


فریاد

...

چو کس با زبان دلم آشنا نیست همان به که از شکوه خاموش باشم

چو یاری مرا نیست،بهتر که از یاد یاران فراموش باشم


دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | شنبه 4 خرداد1387 | 16:32 | + | موضوع: |

دل ما رفته مهمانی  

 

یکی اومد که حرف عشقو با ما زد  دل ترسوی ما هم دل به دریا زد

به یک دریای طوفانی  دل ما رفته مهمانی...

چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست؛  

یه عمری راهه و در قدرت ما نیست.

باید پارو نزد واداد  باید دل رو به دریا داد؛

خودش می بردت هرجا دلش خواست

به هرجا برد بدون ساحل همون جاست...

به امیدی که ساحل داره دریا،  به امیدی که آروم میشه فردا،

به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره،

به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره...

دل ما رفته مهمانی...

به یک دریای طوفانی...

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | یکشنبه 15 اردیبهشت1387 | 16:5 | + | موضوع: |

خداااااااااااااااااااا...  

 

 

ای آنکه...

نامت دوا و یادت شفا و اطاعتت غناست...

رحم کن بر بنده ای که؛

 سرمایه اش امید و اسلحه اش گریه است...

 

خداااااااااااااااااااااااااااااااااا...

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | چهارشنبه 28 فروردین1387 | 15:47 | + | موضوع: |

تولدت مبارک  

سلام دوستان گلم

 پنجشنبه ۲۲ فروزودین سال ۱۳۶۰  گل من به دنیا پا گذاشت تا در دنیا یه امید برای زنده بودن داشته باشم. تا به  امروز ۲۷ سال از اولین بهار زندگیش میگذره.

امروز تولدش هستو منم میخوام  یه تولد کوچولو و خوشکل مجازی که همه مردم دنیا دعوت هستن رو اینجا تو وب خودم واسه اونی که دوسش دارم بگیرم.

برای روز تولدت

طبقه سوم

اتاق شماره ده              
 يك بستر، يك زن 
 يك تابلو روي ديوار

" سكوت "

آسمان گرگ و ميش

ستاره ها همه مشتاق
يك پنجره نيمه باز
يك سبد ياس سفيد    
و دو چشم منتظر

صداي يك پرواز
فرود يك فرشته
 آغاز يك معراج
 و شروع يك زندگي

" تولدت مبارك "

 

 دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشید


واژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرد


دسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چید


نقش لبخند را بر چهره ی خاموشت خواهم پاشید


تا جرأت نوشتن این سطرلرزان را پیدا کنم:


خاطره ی شیرین آخرین دلباختگی،
تولدت مبارک

 

 

و امروز دوباره متولد می شوی

و شمعها ، که سهم توست از زندگی

و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند

و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت

و عطری که نصیب پروانه هاست

و تو سهم من از تمام زندگی


                 تولدت مبارک...      

 

سلام بر وجودت
كه برايمان هستي يافت

سلام بر حضورت
كه چشمانمان را پرنور ساخت

و اين لحظه ...
همين بر ما مبارك باد
كه در يك آن
بسي تبريك را خوش مي سرايند :

دو چشم نرگس خمّار
كه ديري بوده اند بر راه

دو پاي انتظار ما
كه خود از پيشگامانند

و جام سادهء يك گل
كه لبريز از مي ناب است

صداي ساز يك بلبل
كه مداح است بين جمع
و پروانه چه شاداب است
به گرد شعله ء يك شمع

 
و آئينه چنان روشن
كه گويي مي شود مَحرم
 
دل دريايي يك دوست
زلال و آبي و آرام
و ديگر چلچراغ عشق
كه ...
در اين بين مانده است بي نام


 تولدت مبارك

 و در اخر کیک تولد

دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | پنجشنبه 22 فروردین1387 | 14:52 | + | موضوع: |






پرنوشتی از جدیدترین کدهای آهنگ و کد آهنگ تقدیر از شادمهر