به نام آنهایی که دوستشان داریم ونمی دانند,وآنهایی که دوستمان دارندونمی دانیم
|
|
دارم به آخرخط می رسم... به چشم خويش ديدم آن شب اي خدا که جام خود به جام ديگري زدي چو فال حافظ آن ميانه باز شد تو فال خود به نام ديگري زدي
چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن
مي ترسيدم ايـن روزگار ، منـم به بـازي بگـيـره
به کدامين گناه هميشه بايد ناليد به کدامين گناه بهار زندگي را پاييز ديد من از بالين شقايق ها من از بستر خواب گل سرخ به مرداب رسيده ام مردابي که هر لحظه بيشتر فرو مي رود و مرگ خويش را باور کرده ام
دود چشمانم را آزار مي دهد
رفتند و نديدند پريــــشان شدنم را غمناك ترين لحظه ويـــران شدنـم را در خويش فرو رفتم و در خويش شكستم تا دوست نبيند غم بي تاب شدنم را دريايم و با حادثه همــــــــراه ترينم امــواج نبينند پريــــشان شدنم را سر بسته بگويم كه مگر عشق بخواند خاموش ترین معنی طوفان شدنم را دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | سه شنبه 25 تیر1387 | 16:19 | + | موضوع: |
تنهایی
خدایا شاهد تنهایی ام باش بین غم ها تنها ناجی ام باش پرپرواز من دیریست بسته تو بگشا و در آزادی ام باش اسیر موجهای تند خشمم تو آرام دل دریایی ام باش دل خسته خریداری نداره تو خواهان صفای ذاتی ام باش در این آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزانی ام باش
دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | سه شنبه 4 تیر1387 | 12:25 | + | موضوع: |
|
|