تبليغاتX
زلف پریشان - نمی دونی...

به نام آنهایی که دوستشان داریم ونمی دانند,وآنهایی که دوستمان دارندونمی دانیم




نمی دونی...  


براي گفتن من شعر هم به گل مانده

نمانده عمري و صدها سخن به دل مانده

صدا كه مرهم فرياد بود زخم مرا

به پيش درد عظيم دلم خجل مانده

از دست عزيزان چه بگويم گله‌اي نيست

گرهم گله‌اي هست دگر حوصله‌اي نيست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـله‌اي نيست

ديريست كه از خانه خرابان جهانم

بر سقف فروريخته‌ام چلچله‌اي نيست،

در حسرت ديدار تو آواره ترينم

هرچند كه تا منزل تو فاصله‌اي نيست،

روبروي تو كيم من يه اسير سرسپرده

چهره‌ تكيده‌اي كه تو غبار آينه مُرده

من براي تو چي هستم كوه تنهاي تحمل

بين ما پل عذابه من خسته پايه پل

اي كه نزديكي مثل من به من اما خيلي دوري

خوب نگام كن تا ببيني چهره درد و صبوري

كاشكي مي‌شد تو بدوني من براي تو چي هستم

از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خسته‌ام

ببين كه خسته‌ام تنها غرور عصاي دستم

از عذاب با تو بودن در سكوت خود خرابم

نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم

تو سراپا بي‌خيالي من همه تحمل درد

تو نفهميدي چه دردي زانوي خسته‌ام رو تا كرد



دلشكسته اي از تبار عشق با نام نرگس | شنبه 12 مرداد1387 | 17:58 | + | موضوع: |






پرنوشتی از جدیدترین کدهای آهنگ و کد آهنگ تقدیر از شادمهر